پست وبلاگ

متخصصان و توسعه؛ آیا تکنوکراسی راهی برای گذار به توسعه پایدار است؟

در بررسی حدود و ثغور توسعه‌یافتگی، یکی از عواملی که مورد بررسی قرار می‌گیرد نرخ باسوادی است. این متغیر از دوران اولیه تکوین مطالعات توسعه در ایالات‌متحده و توسط نویسندگانی مانند اسملسر مورد توجه قرار گرفته بود. در مطالعات انجام‌شده مشخص شد که کشورهای توسعه‌یافته دارای نرخ‌‌های به مراتب پایین‌تری نسبت به کشورهای توسعه‌یافته در زمینه آموزش هستند. نهادهای آموزشی در غرب تجربه سالها آزمون و خطا و دستیابی به روش‌های نوین آموزشی را در کارنامه خود داشتند. روش‌هایی که منجر به توسعه و گسترش نهادهای علمی و دانشگاهی و پیشرفت سریع علم و فناوری در کشورهای توسعه‌یافته شد. دانشگاه‌های برتر در این کشورها همواره مقصد دانش‌آموختگان و دانشمندان کشورهای در حال توسعه بوده است. پرسشی که در اینجا قابل طرح است نسبت میان تخصص و توسعه است. در میسر توسعه‌یافتگی کشورهای در حال توسعه یکی از طبقاتی که پتانسیل اثرگذاری زیادی دارد طبقه متخصص و تکنوکرات است. آیا توانایی فنی و دانش این طبقه می‌تواند در مسیر توسعه‌یافتگی مورد استفاده و بهره‌برداری قرار بگیرد؟ چگونه می‌توان از تبدیل فرصت‌ها به تهدیدات در این حوزه جلوگیری کرد؟

 

متخصصانی مستقر یا متخصصانی مسافر؟

معمولاً در صورت‌بندی طبقاتی و قشربندی اجتماعی جوامع، متخصصان جزو طبقات متوسط رو به بالا قرار دارند. آنان دارای دانشی هستند که در طول سالیان انباشته شده و مورد نیاز نهادهای دولتی و بخش خصوصی است. هر چقدر بر سابقه و تجربه این قشر افزوده می‌شود، آن‌ها از وضعیت زندگی و رفاه بهتری برخوردار خواهند شد. متخصصان به واسطه فرایند مستمر و مداوم دانش‌اندوزی خود، نسبت به وضعیت جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ درک عمیق‌تری دارند. آنان همچنین از وقت بیشتری برای مشارکت سیاسی و اجتماعی برخوردارند. غالب حرکت‌های جمعی و جنبش‌های اجتماعی ریشه در مباحثات پردامنه متخصصان جامعه دارد. طیفی از متخصصان در مقام اساتید دانشگاه‌ها به تعلیم و تربیت دانشجویان اشتغال دارند و می‌توانند الهام‌بخش آنان در کنش‌گری اجتماعی و سیاسی باشند. در بررسی نقش متخصصان در فرایند توسعه‌یافتگی، باید به تمایزی مهم میان متخصصان جامعه در حال توسعه اشاره کرد. جوامع در حال توسعه به لحاظ توانایی جذب و بهره‌مندی از دانش و توانایی متخصصان متفاوت‌اند. در برخی از این جوامع به قدری فساد و غلبه معیارهای انتسابی در استخدام بالاست که اکثریت منتخصصان در نهادهای رسمی جذب نمی‌شوند و گزینه مهاجرت به کشورهای دیگر را انتخاب می‌کنند. این گونه متخصصان را می‌توان “متخصصان مسافر” نامید. علی‌رغم نیاز جامعه در حال توسعه به علم این متخصصان، آن‌ها نمی‌توانند به بدنه دولت وارد شده و در توسعه‌یافتگی کشور نقش ایفا کنند. این پدیده را “فرار مغزها” نیز نامیده‌اند. تاثیر مهاجرت این متخصصان بر دانشجویانی که قرار است متخصصان آینده باشند نیز قابل توجه است. آنان با نگاه به وضعیت متخصصان جامعه تصمیم می‌گیرند که زودتر و برای ادامه تحصیل مهاجرت کنند که در کشور مقصد نیز از منافع و مواهب بیشتری بهره‌مند شوند. اما طیفی دیگر از متخصصان هستند که می‌توان آن‌ها را “متخصصان مستقر” نامید. این متخصصان یا می‌توانند به بدنه دولت وارد شده و دستگاه تکنوکراسی درون دولتی قدرتمندی را تشکیل دهند یا آن که ایستارها و باورهای ملی‌گرایانه پررنگی دارند که مانع از مهاجرت و فعالیت در کشوری بیگانه می‌شود. در این صورت آن‌ها تلاش می‌کنند از مجاری غیررسمی سیاسی بر فرایند سیاست‌ورزی تاثیر بگذارند و نفوذ کنند. آن‌ها جزو طبقات پیش‌برنده جنبش‌های اجتماعی و انقلابات می‌شوند. اکثریت متخصصان در هر نسبتی با دولت حاکم که باشند در یک چیز اشتراک‌نظر دارند: لزوم اتخاذ سیاست‌های توسعه‌گرایانه و طرح‌ریزی برنامه‌های توسعه بلندمدت برای کشور. همان‌گونه که اشاره شد متخصصان از جمله اقشار اجتماعی در کشورهای در حال توسعه هستند که با خارج از کشور ارتباط مستمر و مداوم دارند. آن‌ها در رفت‌و‌آمدهای خود و مواجهه با کشورهای توسعه‌یافته متوجه شکاف عمیق بین وضعیت مطلوب آن‌ها و وضعیت بغرنج کشورهای خود در زمینه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می‌شوند. همین احساس در میان متخصصان که امری شایع است دلیل توجه و عنایت ویژه آنان به مبحث توسعه می‌باشد.

عقلانیت تکنوکراتیک؛ فرصت‌ها و تهدیدات

متخصصینی که قدرت سیاسی را در دست می‌گیرند عمدتاً نگاهی فنی به توسعه دارند. آن‌ها توسعه را بیشتر در تراکم تاسیسات و زیرساخت‌ها می‌بینند و در طرح‌ریزی برنامه‌های توسعه عنایت ویژه‌ای به بهبود وضعیت کشور از لحاظ زیرساختی دارند. با این حال این عقلانیت تکنوکراتیک نیازمند رسیدن به فهمی عمیق‌تر نسبت به مفهوم توسعه است و آن توجه به توسعه اجتماعی و افزایش کیفیت زندگی است. فرایند تغییر در این حوزه امری بلندمدت و زمان‌بر است و نیاز به پایش و نظارت مداوم دارد. در این حوزه‌ها با افرادی سروکار داریم که قرار است در فرایند گذار به توسعه به وضعیتی مطلوب برسند و از معضلات اجتماعی و اقتصادی مانند فقر رهایی یابند. برنامه‌ریزان توسعه عمدتاً بدون توجه به خواسته‌ها و ذهنیات این افراد برنامه‌های توسعه را تدوین می‌کنند. این برنامه یا به دلیل عدم وجود اطلاعات دقیق از زندگی گروه‌های هدف شکست می‌خورند یا در صورت موفقیت تنها شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی را برای مدت‌زمانی کم بهبود می‌بخشند. عقلانیت تکنوکراسی برای موفقیت نیازمند طرح و پی‌ریزی گفتگویی مداوم با عقلانیت محلی است. عقلانیت محلی در درون خود و طی سالها به دستاوردها و توانمندی‌هایی رسیده است که در صورت آگاهی متخصصان از این توانایی‌ها، برنامه‌های سازگارتر و موثرتری تدوین خواهد شد. تخصص متغیری مهم در توسعه است. اما به صورت جدا از دیگر متغیرها، انباشت و تراکم آن نمی‌تواند مبین گذار به توسعه سریع کشورها باشد.

 

سید محمدرا دادگستر

مقالات مرتبط